الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
69
كفاية الأصول ( فارسى )
ب : معناى ملحوظ براى بار دوم جهت استعمال لفظ در آنكه بحثش گذشت و به عبارت ديگر در اينجا : من ابتدائيّتى را تصوّر و لحاظ مىكنيم كه ملحوظ و متصوّر است ، آنگاه لفظ را در آن استعمال مىنمايم . پس : مسئله مزبور مستلزم دو لحاظ و دو تصور است و چنان كه جناب آخوند مىفرمايد وجدانا چنين چيزى درست نيست و مستعمل دو لحاظ ندارد . بلكه مستعمل در مقام استعمال يك لحاظ بيشتر ندارد ، مشروط بر اينكه لفظ نيز در مقام استعمال به ذات المعنى تعلّق مىگيرد و نه معناى متصوّر و ملحوظ . * پس مراد از « مع أنّه يلزم أن لا يصدق على الخارجيات ، لامتناع صدق . . . » چيست ؟ بيان ايراد و اشكال دوم است مبنى بر اينكه : اگر معانى متصوّر به لحاظ الى بودن ، در ذهن تصوّر شده و دوباره ملاحظه شوند و بدين سبب ذهنى شوند ، چنين معناى ذهنى به لحاظ اينكه ظرف وجودش تنها ذهن مىباشد كلى عقلى شده است و لذا قابل صدق بر خارجيات نمىباشد . در نتيجه : امتثال در خارج امكان ندارد ، كه مثال آن خواهد آمد . * چه مطلبى از فراز مزبور بدست مىآيد ؟ در فراز مزبور دو اشكال وجود دارد كه جناب آخوند به صورت يك اشكال مطرح فرموده است و بايد هريك را به صورت علىحده و به عنوان اشكال دوم و سوم مطرح نمود . * مقدمة بفرماييد قضيّه به لحاظ وجود موضوع بر چند قسم است ؟ بر سه قسم است : 1 - ذهنيّه . 2 - خارجيّه . 3 - حقيقيّه . * در چه صورت قضيّه ذهنيّه است ؟ در صورتى كه موضوع قضيه فقط در ذهن وجود يابد و نه در خارج . مثل : شريك البارى . * در چه صورت قضيّه خارجيّه است ؟ در صورتى كه موضوع آن در خارج يافت شود يعنى : حكم و يا محمول بر افراد محققة الوجود در خارج بار شود . مثل : تمام دانشجويان دانشگاه تهران امسال موفق بودند . * در چه صورت قضيّه حقيقيّه است ؟ در صورتى كه موضوع قضيه هم شامل افراد محققه الوجود مىشود و هم شامل افراد